«پرفکشنیست، ایده‌آلیست یا اورالیست یا هیچ‌کدام»

جوامع امروزی نیازمند تعریف دسته بندی جدیدی هستند: اُوِرالیسم یا مجموع گرایی

از دیر باز دو دسته‌بندی کمال گرایی و ایده آل گرایی که گه گاه و به غلط، یکسان در نظر گرفته می‌شوند نُقل نَقل محفل متفکران و صاحب نظران بوده و هنوز هم هستند. اما شرایط کنونی و جوامع امروزی نیاز به تعریف دسته بندی جدیدی دارد که جامعه بزرگتری را در خود بگنجاند و آن تعریف جدید «اُوِرالیسم (Overalism) یا مجموع گرایی» است. بدین منظور، در ابتدا باید تعریفی خلاصه و قابل فهم از هر کدام داشته باشیم و در ادامه با یک مثال واحد هر کدام را بسط خواهیم داد.

پرفکشنیست – کمال گرا

بهترین ممکن و حتی گاهی ناممکن. برتر از برترین. کاملتر از کاملترین. چنین صفتی به شخصی اطلاق می‌گردد که در هر چیزی بهترین‌ها را میخواهد و به کمتر از برترین‌ها رضایت نمی‌دهد. هر چند که کمال و کمال گرایی، والاترین چیزی است که انسان از بدو ورودش به این زمین خاکی در پی آن بوده اما این را نیز باید در نظر بگیریم که برای یک کمال گرا، در موارد و سبک و سیاق‌های مختلف، گزینه‌های زیادی جهت انتخاب وجود ندارد و این کمبود گزینه‌های انتخابی عرصه را بر کمال گرا تنگ‌تر و تنگ‌تر می‌کند و نیل به کمال را بس دشوار.

ایده آلیست – ایده آل گرا

همانطور که از اسم آن پیداست، ایده آل و ایده آل گرایی مشخصه اصلی شخصی است که این صفت به او اطلاق می‌شود. ایده آل در هر زمینه ای فضایی را می‌پوشاند که اگر هر کسی از آن فضا چیزی نصیبش شود در سطح بالایی از رضایتمندی و تحسین قرار می‌گیرد. با این وجود گاهی ایده آل بودن راهی باقی مانده تا کمال را باید طی نماید. ایده آل گرایی سطح مشکل و پیچیده  ای از رضایت مندی شخص یا اشخاصی است که در این مقوله در پیچ و تابند. گه گاه دیده شده که ایده آل گرایی از کمال گرایی به مراتب سخت تر است چرا که ایده آل شخص یا جمعی را میسر کردن حیطه وسیع‌تری از بهترین بهترینها را که همان کمال است به خود اختصاص می‌دهد و انتخابها را بیشتر می‌کند و می‌دانیم که هر چه انتخاب‌ها بیشتر باشد نتایج متنوع‌تر است و ممکن است با وجود انتخاب یکی از موارد ایده آل، نتیجه‌ی حاصله در این دسته بندی قرار نگیرد چرا که ایده آل منتخب، هم‌گون و هم‌سان سایر منتخبین هم‌گروه نبوده است. به عبارت ساده تر، انتخاب همه گزینه های ایده آل در کنار هم ممکن است نتیجه ایده آلی را حادث نشود چرا ممکن است انتخابها با هم در تضاد باشند اگر چه هر کدام در جایگاه خود و در زمینه ای خاص ایده آل محسوب شوند. برای مثال، یک خانه زیبا در ساحل دریا برای زندگی و داشتن یک تجارت موفق در پایتخت (تهران) هر دو ایده آلند اما با هم تضاد دارند و دلیلش هم واضح است، مسافت! و مثالی دیگر، رفتن به مسافرت در ایام هفته برای برخی ایده آل است، چون در تعطیلات مکانهای تفریحی به شدت شلوغ می شوند، و همچنین داشتن پست مدیریت یک شرکت نیز. اما این دو با هم معمولن امکان پذیر نیستند چرا که برای آن شغل باید در ایام هفته زحمت کشید و به سر کار رفت.

اُوِرالیست – مجموع گرا

از آن جایی که این واژه توسط نویسنده این مطلب ابداع شده، ترجمه دقیق و لفظ به لفظی در زبان فارسی برای آن وجود ندارد اما سعی شده با جملات و تعاریفی خواننده را به کُنه معنی آن برسانیم، هر چند که تا این لحظه عبارت «مجموع گرا» می‌تواند کمی ‌خلاء نبودن معنی این واژه نوظهور را پُر نماید.

در انتخابهایمان در طول زندگی، در هر شاخه ای از کار و تحصیل گرفته تا ازدواج و دوستی و حتی آماده کردن یک وعده غذایی ساده، فاکتورهای زیادی درگیر هستند که «انتخاب» را بر ما اجبار می کنند. برآیند این انتخابها نیز، نتیجه را برای ما رقم می‌زنند اما در بین تنوع نامحدود انتخابها، تنها قرارگیری چند گزینه محدود در کنار هم است که نتیجه ی قابل پذیرش و مقبولی را به ما ارائه می‌کند.

نکته اینجاست که در انتخاب این گزینه‌ها، گاهی مجبور به انتخاب گزینه ای می‌شویم که وابستگی به مورد یا مواردی دارد که الزامن باب میل و طبع ما نیستند و همین مورد/موارد است که این دسته بندی را بوجود آورده است و این صفت را از کمال‌گرایی و ایده آل گرایی جدا می‌سازد. اما در نهایت، آن دسته از افرادی که با انتخاب‌های مختار و مجبور به نتیجه‌ای قابل قبول و مورد پسند می‌رسند می‌توانند چنین لقبی را به خود اختصاص دهند. به عبارتی دیگر، نتیجه حاصله به رغم انتخابهای ناخواسته یا اجباری در یک جمع بندی (Overall) نتیجه ای پسندیده و مقبول باشد.

در حاشیه عنوان می کنیم که بسیاری از مباحث مطروحه به فرهنگ، سلایق و عادات مردم بستگی دارد و هیچ گاه نمی توان حکم جهان شمولی برای آن صادر نمود. و اما مثالی که می‌تواند مفهوم تعاریف فوق را بیشتر نمایان سازد، مقوله «انتخاب همسر» است که از آغاز مبحثی اساسی و تعیین کننده در سرنوشت بشر داشته است. (بدیهی است که هر شخص با توجه به دانسته و علایقش می‌تواند تعابیر و تفاسیر فوق و ذیل را تغییر دهد و ما نیز از این تغییرات استقبال می‌کنیم. مثال زیر همانطور که از نامش پیداست صرفن یک مثال است)

دیدگاه یک کمال گرا:

اگر در کتب کهن که حاوی تعاریف بنیادین و اصول‌گرایانه هستند نگاهی بیاندازیم، اصولن مبحث کمال گرایی کمی‌ از مادیات فاصله می‌گیرد و بیشتر به جنبه والاتر و سطح بالاتری از مادیات پیوند می‌خورد اما در دنیای امروزی نمی‌توان منکر شد که در فیلم اکشن-درامای زندگی، نقش اول آسایش و راحتی را مادیات و پول بازی می‌کنند.

یک فرد کمال گرا در اولین قدم،  خود را به سمت کمال سوق می‌دهد و از زمانی خاص به بعد که در این راه بی انتها طی طریق نموده احساس می‌نماید که شخصی که قرار است عمری با وی سپری کند نیازمند فاکتورهایی با کیفیت بسیار بالاست تا بتوانند یکدیگر را در رسیدن به مراحل پیش رو یکی پس دیگری یاری نمایند. این کمال می تواند در زمینه های گوناگونی و از هر جنبه ای پیگیری و بررسی شود.

“همسر من باید از بالاترین سطح تحصیلات (مثل دکترا) بهره‌مند باشد و ایده‌های خلاقانه و منحصر به فردی در زمینه کاری خود داشته باشه و به جامعه ارائه دهد. همچین از لحاظ زیبایی و تناسب اندام باید از برترین‌ها باشد و دیگران در مقام مقایسه با وی خود را بسنجند.”

همانطور که می‌بینید تلفیقی از مادیات و شهرت و محبوبیت و پیشرفت در این دو جمله به چشم میخورد که همه به نحوی به مسائل مالی (نه الزامن) ختم خواهند شد. در ضمن به لحن گفتار شخص کمال گرا دقت کنید. وی از عبارت «باید» برای این موارد استفاده کرده است.

لازم به ذکر است که هر کسی که فقط طلب بهترین ها را داشته باشد لزومن کمال گرا نیست که در این زمینه صحبت خواهیم کرد.

دیدگاه یک ایده آل گرا:

شخص ایده آل گرا چنین تعریفی را این گونه بیان می‌نماید.

“به نظر من، یک همسر ایده آل بهتر است که تحصیلات خود را تا سطح قابل قبولی ادامه داده و همچنین همیشه میل به پیشرفت داشته باشد. دوست دارم که همسرم شغلی خوب و پر درآمد داشته باشد و همچنین زیبا و دارای تناسب اندام باشد.”

همانطور که می‌بینیم دیگر از کلمات تاکیدی و بایدها خبری نیست اما کماکان سطوح بالا در هر چیزی ملاک است نظیر تحصیلات، درآمد، زیبایی و … این گونه افراد انتخابهای بیشتری دارند و می‌توانند راحت‌تر از کمال گراها به نتیجه دلخواه نائل شوند. در ضمن یک ایده آلیست به دفعات از کلمه «ایده آل» یا هم خانواده هایش در گفتار استفاده می کند.

دیدگاه یک اُوِرالیست یا مجموع گرا:

این گونه افراد یک جمع بندی از کل فاکتورهای مورد انتخاب دارند و در نهایت با یک معدل قابل قبول گزینه را انتخاب می‌کنند.

“دوست دارم همسر من در یک یا چند زمینه خاص متبحر باشد، خواه این زمینه‌ها به تحصیلات وی مربوط باشند خواه به علاقه و تجربیاتش. همچنین دوست دارم بتواند گلیم خود را از آب بیرون بکشد و همیشه سلامتی و تعادل را در هر چیزی مد نظر داشته باشد.”

دقت کنید که لحن صحبت این فرد با دو نفر قبلی کاملن متفاوت است. اینجا دیگر خبری از ایده آل و کمال نیست بلکه به مجموع یک سری فاکتور که در حد قابل قبولی قرار می‌گیرند بسنده شده است که همه آن‌چه که کمال گراها و ایده آل گراها می‌خواهند را نیز در سطحی دیگر اما قابل قبول شامل می‌شود. مجموع گرا‌ها به مراتب ساده تر و سهل تر از دیگر دسته بندی‌ها به نتیجه دلخواه می‌رسند.

و اما مباحث قابل طرح بر اساس دسته بندی‌های مطرح شده:

  • ساختار جامعه شناختی این سه مجموعه:

اگر بخواهیم مدل ریاضی و جامعه شناختی این مجموعه‌ها را ترسیم نماییم به 4 دایره ی تو در تو خواهیم رسید مطابق شکل زیر:

overalist-image

همانطور که از شکل فوق پیداست، مجموعه کمال گرایی کوچکترین مجموعه را در جامعه تشکیل می‌دهد.

  • کدام یک بهتر است؟

به طور قطع هیچ پاسخ واحدی برای این سوال وجود ندارد از آنجایی که هر روشی معایب و مزایای خود را دارا هستند. البته، در ادامه به یک روش پویا  (Dynamic) به عنوان راه حل ضمنی اشاره خواهد شد.

  • آیا می‌توان از یک دسته بندی به دیگری کوچ کرد؟

یقین که می‌توان چنین کرد. در ادامه توضیحی کوتاه بر این مضمون آورده شده است. در یک نگاه کلی می توان عنوان کرد که سیر پیشرفت و تکامل می تواند از مجموع گرا به ایده آل گرا و سپس به کمال گرایی باشد اما این سیر بیان کننده برتری هر یک بر دیگری نیست چرا که در شرایط گوناگون این سه دسته کاربردهای خاص خود را دارا هستند. این سیر تکاملی صرفن در کیفیت و ابعاد جامعه می تواند مورد بحث قرار گیرد و باید در نظر داشته باشیم که این سه تعریف با هم موازیند نه سری. به عبارت دیگر در کنار هم هستند نه روبروی هم!

  • آیا هر شخصی می‌تواند در هر یک از دسته بندی‌های فوق باشد و یا در هیچ یک نگنجد؟

پاسخ این سوال که آیا هر شخصی در هر دسته بندی که دلخواهش باشد می‌تواند قرار بگیرد یا خیر بستگی به فاکتورهای شخصیتی وی دارد که آیا شرایط حضور در آن دسته و پذیرفته شدن توسط هم دسته‌ای‌ها را داراست یا خیر. این پذیرفته شدن به طور معمول و در بیشتر موارد غیر مستقیم رخ می دهد. به طور قطع شما بدون داشتن اتومبیل آستون مارتین نمی‌توانید از اعضای کلاب دارندگان آستون مارتین باشید!

باید دید که آیا شخصی که میخواهد کمال گرا باشد، آیا در این مسیر قدم نهاده و تلاش خود را برای به کمال رسیدن کرده، می‌کند و خواهد کرد یا خیر. از طرفی دیگر، در بسیاری از موارد این ما نیستیم که می‌توانیم تعیین کننده باشیم و قضاوت دیگران (فرد لایق قضاوت در مورد خاص بنا به تجربه، تخصص و یا مهارت) لازمه و شرط ورود است. به عبارت دیگر، به زعم اینکه خود من می‌دانم که در این راه هستم و تلاش کرده ام کفایت امر نمی‌کند، چه بسا که توهمی بیش نباشد و مسیر از ابتدا اشتباه بوده است! و ما نیز به مقصد اشتباهی رسیده ایم. یادمان باشد که معمولن خود ما ملاک خوبی برای قضاوت خود نیستیم چرا که با خود صادق نیستیم!

در مورد افراد ایده آل گرا و مجموع گرا نیز این تعاریف صدق می‌کند. توضیح ظریف آن که، بین ایده‌آل گرایی و کمال گرایی تفاوتهای ریز اما بنیادینی وجود دارد که فرق بین این افراد را حادث می‌شود. ایده آل گرایی نیز شرایطی برای خود دارد و اولین و مهمترین آن ایده آل شناسی است که در هر جامعه و برای هر موردی متفاوت است. اما شخص ایده آل گرا به مراتب بهتر از افراد دیگر می‌تواند در زمینه‌های گوناگون ایده آل را تشخیص دهد. می‌توان در یک عبارت بیان کرد که هر یک از این دسته‌ها دارای یک شم ذاتی هستند که در افراد مختلف نمایان می‌شوند. اینکه من به سبک و سیاق خود هر چه را که دوست دارم «ایده آل» بنامم، من را «ایده آلیست» نمی کند.

مجموع گرایی نیز از آن مباحث است که مجال بحث بسیار دارد. به یقین که هر کس نمی‌تواند مجموعه ای از موارد کامل و ناقص دور هم جمع بیاورد که نتیجه‌اش مورد پسند قرار بگیرد. تعادل و تناسب در این زمینه حرف اول را میزند. یک مجموع گرا در بسیاری از موارد روی لبه تیغ راه می‌رود و انتخابها و تصمیمات بسیار ریز و تعیین کننده ای را می‌گیرد که حاکی از توان مدیریتی بالای وی خواهد بود. این که شما بدانید و بتوانید تشخیص دهید که در میان انبوهی از گزینه‌های موجود برای انتخاب، کدام‌یک می‌تواند شما را به سر منزل مقصود برساند امری بس خطیر، دشوار و حساس است.

و اگر شخصی در هیچ یک از این گزینه‌ها قرار نگیرد…

در تخیلات آدمی، همه ما بهترین‌ها را دوست داریم و عاشقانه می‌خواهیم که به کمال دست یابیم اما آیا به راستی در مسیر درستی قدم بر می‌داریم که آنچه را که فقط دوست داریم! از رویا به واقعیت تبدیل کنیم؟! به عبارتی دیگر، آیا لایق رسیدن به کمال، ایده آل یا یک نتیجه مطبوع و مجموع هستیم یا خیر؟

جواب صادقانه به این سوال کمی ‌دردناک است. متاسفانه، امروزِ روز، افراد بی‌شماری وجود دارند که در هیچ یک از این دسته بندی‌ها نمی‌گنجند و اینان همان هایی هستند که دچار «روز مرگی» به سکون «ر» می شوند. هیچ کدام از ما حتی دوست نداریم که به این مورد فکر کنیم که آیا ممکن است من در هیچ یک از این دسته بندی‌ها نباشم؟ می‌ترســــــیم. بله.. می‌ترسیم.

اما فرار و ترس هیچ دردی را دوا نمی‌کند. ما باید به نحوی شایسته با حقایق مواجه شده و راه حلی برای رفع مشکلات خود بیابیم. اینکه از روی ترس و عجز از تغییر، با کلماتی سخیف خود را گمراه کنیم و در جهل مرکب ابدالدهر بمانیم بی راهه ایست بس بی‌انتها و گاه بی‌بازگشت.

اما نکته امیدوار کننده این است که هر کسی می‌تواند در هر دسته بندی که می‌خواهد قرار بگیرد به شرط آن که شرایط ورود به آن را احراز نماید و این در توان تک تک انسانهاست که چنین کنند. یادمان باشد که قرارگیری در هر یک از این دسته بندی ها نیازمند تجربه است و تا عملی نباشد تجربه ای نیز در پی نخواهد داشت، پس بیاییم تا «فاعل» زندگی خود باشیم. قدرت تفکر را با شهامت انتخاب بیامیزیم و طرحی نو در اندازیم و نیز شجاعت و تاب مواجهه با نتایج انتخابها و مشکلات را نیز داشته باشیم.

در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم… سرزنشها گر کن خوار مغیلان، غم مخور (حضرت  حافظ)

و اما راه حل ضمنی

در عرصه‌های مختلف زندگی از کودکی تا پیری، توانایی‌ها، انرژی، توان، روابط، پول، تجربه، قدرت اجرایی و بسیاری موارد دیگر تعیین کننده موضع برخورد ما با مسائل و انتخاب‌ها هستند. همه اینها حتی در برهه‌های گوناگون نظیر دوره جوانی یا میانسالی و … همواره خودنمایی می‌کنند. با این وجود کدام یک از دسته بندی‌ها برای ما مناسب است؟

با توجه به شرایط کنونی انسان از جنبه‌های مختلف در تکنولوژی، اقتصاد، سیاست و اجتماع هیچ یک از دسته بندی‌ها به خودی خود و به تنهایی پاسخگوی کلیه نیازهای ما نخواهد بود، چه بسا که امکانشان نیز در هر زمینه ای وجود ندارد. به عنوان مثال، جوانی که تازه تحصیلات خود را به پایان رسانده و تَمَکّـُن مالی برای خرید خانه ای در بهترین جای شهر ندارد، هر چند هم که ایده آل گرا یا کمال گرا باشد نمی‌تواند در این زمان به هدف خود نائل شود، بنابراین در این برهه مجموع گرایی برای وی راه حل خوبی خواهد بود. هر چند که وی با انتخابهای صحیح و ثبات قدم می تواند به جمع ایده آل گرایان یا کمال گرایان بپیوندد.

شاید این طور به نظر برسد که برای هر دسته بندی در صورت مقدور نبودن، مجموع گرایی روش مناسبی است. جواب مثبت است. آری…

اُوِرالیسم یا مجموع گرایی در همه موارد جوابگوی نیاز است اما به شرطی که شخص توان و استعداد انتخاب در مجموعه را داشته باشد. در ضمن در صورت وجود امکانات کافی یقینن ایده‌آل گرایی جای خود را به مجموع گرایی خواهد داد هر چند که هر سه این دسته بندی‌ها می‌توانند نتیجه مشابه داشته باشند. یادمان باشد که هر زیر مجموعه ای برابر با/کوچکتر از مجموعه خود است.

بنابراین، بهترین روش، ایجاد حالتی شناور یا داینامیک است که بتوان بنا به شرایط موجود در زمینه ای خاص یکی از استراتژی‌ها را اتخاذ کرد. فقط شروط ورود باید فراهم باشد و این شمایید که این شروط را فراهم می‌سازید.

در انتها، باید اذعان کنیم که هیچ یک از موارد فوق بر دیگری برتری ندارد، هر چند که جوامعشان متفاوت و متنوع است. مهم این است که با توجه به استعدادها، امکانات، داشته و نداشته‌ها، مسیری را که درخور و همساز با ساز درون ماست انتخاب نماییم و گامهای ترقی را «یکی یکی» طی کنیم. این که ما در کدام یکی از این دسته بندی ها هستیم یا قرار خواهیم گرفت امری ساده و یک شبه نیست و به قول معروف «بسیار سفر باید».

و نکته ای بسیار مهم که انتخاب دسته بندی‌ها به مثابه اسم آنها خطرناک ترین و مهلک ترین کار ممکن است که یک نفر می تواند با خود و زندگیش انجام دهد. باز هم تاکید می‌کنیم که هیچ یک از این دسته بندی ها بر دیگری برتری ندارد و هر یک در شرایط خاص خود از سایرین گوی رقابت را می رباید.

Get Shortlink
(Right click and copy link address)