وظیفه و شکرگزاری

همینجا گوش کنید

یه چندوقتیه میخوام از وظیفه و شکرگزاری و اینا بنویسم نمیشه.. الانم نشده اونطور که باید.. فقط گفتم که اینا رو بگم غمباد نگیرم.

برای هر شیء، وسیله، دستگاه، ماشین، دولت، انسان و حتی خدا یه سری وظایف وس خصایص و مقررات هست که اگه اونها رو داشته باشه، اون نام رو بهش اختصاص می دن..           این چنتا مثال منظورم رو کامل مشخص می کنه:

مثلن یه وسیله نقلیه باید چهار چرخ و فرمون و موتور و صندلی و .. داشته باشه تا بهش بگن ماشین! کسی نمیاد از کارخونه سازنده بخاطر قرار دادن موتور ماشین تشکر کنه و بگه:

ای وای.. دستتون درد نکنه که ماشین راه میره.. مرسی که فرمون گذاشتین واسش.. شرمندمون کردین که باک و چرخ گذاشتین..

یا مثلن کسی نمیاد بگه: اوا… وای خدا عمرتون بده که مدرستون معلم هم داره.. عه.. شیر آبخوری.. توالت واسه اینکه بچه ها نترکن ییهو!!

چرا این حرفا زده نمی شه؟ چون موارد بدیهی هستند و وجودشون برای اون مجموعه اجباریه و اگه نباشن اصلن اون مجموعه وجود نخواهد داشت.. ماشین بدون چرخ و موتور! مدرسه بدون معلم…. و غیره و ذالک..

و اما 2 تا مثال خیلی مهم که در دسته بندی فوق قرار می گیره اما ما در نظرش نمی گیریم… به این مثال دقت کنید:

آقا دم شما گرم… عجب انسانی خوبی! هستی شما.. مال کسی رو نمیخوری.. دروغ نمی گی.. دزدی نمی کنی… به دیگران کمک می کنی… انسانهایی مثل شما کم پیدا می شن…! کاش همه آدما مثل شما بودن…

د آخه برادر من، خواهر من، اونایی که اینطوری نیستن اصلن انسان نیستن، آدم نیستن… وجود چنین صفاتی در هر موجودی باعث میشه که بهش بگن آدم، انسان… اینا وظایف اولیه هر انسانی هست اگه قراره که تو همین دسته بندی باقی بمونه وگرنه انسان نیست.. دقیقن مثل همون ماشینه که موتور هم باید داشته باشه تا بشه ماشین

و در آخر، میگه… هر روز صبح که پا میشی خدا رو شکر کن که نفس می کشی… چشات می بینه.. گوشت می شنوه… زنده ای! و از این حرفا…

بنده به شخصه مخلص خدا هم هستم دربست.. رفقای نزدیک می دونن! اما باز از اون حرفا زدی که!! خب اینا که گفتی باید وجود داشته باشه تا من «انسان» محسوب بشم… باید یه سری امکانات اولیه رو خالق برای من نوعی فراهم کنه که از من توقعاتی هم داشته باشه یا اگر هم نداره بتونه روی من مثل همونی که برای خلقتش بخودش تبریک گفت حساب بکنه!

ببینم اگه من باید به داشتن گوش و چشم و دست و پا شکر گزار باشم، اونی که اینا رو داره 100 تا چیز دیگه هم روش چی پس؟ اونی که رو پول غلت میزنه چی؟ اونی که تو بهترین کشورها و شهرها بدنیا میاد و زندگی می کنه چی؟ اگه اینطوره که اونا 24 ساعت باید فقط مدح و تسبیح بگن که!

الان میای میگی… ها.. کوری مگه.. نمی بینی این همه آدم که غذا ندارن بخورن.. کور و کر و فلج به دنیا میان… پس شاکر باشد ابله ناشکر! منم در جوابت فقط یه چیز میگم: آیا تو می دونی که اونا از این وضعیت خوشحالند و شاکر؟! و آیا اگر حساب رسی به اون شکلی که تو می گی باشه (که من می گم نیست اون شکلی) به توی سالم و فلانی ناسالم به یک چشم نگاه می شه و حسابت رو می رسن؟!! آیا همون توقعی که از تو دارند! از او هم دارند؟!! همین که صبح به صبح شکر کردی کافیه؟ عین کلاغ نوک زدی زمین نمازت رو خوندی کافیه؟ رکورد 8 رکعت تو 3 دقیقه داری کافیه؟ دیگه حله همه چی؟

نه عزیز من.. نه جان من… تنفس کردن و راه رفتن و شنیدن و این جور چیزها همون امکانات اولیه ای هست که وقتی باشه میشه گفت که در طبقه بندی جانوران در رده «انسان» قرار می گیری… به هر حال خدا برای آفرینش یک انسان کامل و با تمام جزئیات به خودش فتبارک الله گفته پس داشتن امکانات اولیه از ملزوماته! در آخر این حرفا هم بگم یه ذره فکر کنیم هممون.. به کارها و رفتارهایی که در طور شبانه روز داریم و طول کل عمرمون.. تقلید کورکورانه می کنیم یا می دونیم که چه میکنیم. حواسمون هست یا هر جا بز گله بره دنبالشیم؟ اصلن فکر می کنیم یا میزاریم واسمون فکر کنن و بعد دیکته کنن که چی کار باید بکنیم و چه کاری نباید. همون خدایی که شاکرش هستیم از رو ترس و وحشت جهنمه اون با چوب داغ و سرب مذاب یا می فهمیم که «خدا» بودن چه معنی داره و چرا شاکر و چاکرش هستیم؟!

مابقیش هم که اون بالا گفتم…

والسلام

Get Shortlink
(Right click and copy link address)