نگاه روانشناختی به جامعه ایرانی — تحقیق پنجم: چقدر از وقتتان را صرف دیدن تلویزیون ملی ایران می کنید؟

سوال این تحقیق: چقدر از وقتتان را صرف دیدن تلویزیون ایران می کنید؟

جمعیت مورد آزمایش: 52901 نفر

رای % چقدر از وقتتان را صرف دیدن تلویزیون ایران می کنید؟ سوال
29525 55.81 اصلن نمی بینم پاسخ 1
12707 24.02 فقط فوتبال پاسخ 2
8069 15.25 حدود 1 ساعت پاسخ 3
1495 2.83 بین 2 تا 3 ساعت پاسخ 4
619 1.17 بین 3 تا 4 ساعت پاسخ 5
486 0.92 بیش از 5 ساعت پاسخ 6
52901 100

تصور کنید جهان این روزها را بدون ابزارها و وسایل ارتباطی نظیر تلویزیون، اینترنت و موبایل. بله! غیر قابل باور و حتی غیر قابل تصور است. هر کجا را که می بینیم و هر کاری که میخواهیم انجام دهیم به یکی از این وسایل نیازمندیم. به عبارتی دیگر جهان غرق شده در تکنولوژی امروزی، دیگر نمی تواند حتی یک دهه به عقب باز گردد چرا که هر آنچه که دارد مبتنی بر این گونه ارتباطات نوین سمعی و بصری نوظهور است. تلویزیون نیز که از قدیمی های این خانواده قدرتمند محسوب می شود و نیز به نوعی سردمدار تبلیغات و تفریحات و گذران وقت محسوب می شود، هر روز قوی تر و پرنفوذتر در خانواده ها و جوامع پیش می رود و به جرات می توان گفت که ساختاری بنیادین برای پایه گذاری های عمیق فرهنگی در هر جامعه است.

دولتها و سازمانهای جهانی نیز خوب می دانند که از این جعبه جادویی چگونه استفاده کنند تا در وهله اول، بهترین بهره را از لحاظ اقتصادی و سیاسی برای خود ببرند و نیز خوراک باب طبع مردم کشور خود را نیز تامین کنند، آنهم در راستای اهداف مذکور. با این وجود بیشتر مردم در کشورهای پیشرفته یا در حال توسعه از محتوای برنامه های تلویزیونی کشور خود یا شبکه های تحت پوشش رضایت کافی دارند و بابت استفاده از این سرویسها هزینه های قابل توجهی را پرداخت می کنند.

در واقع شرکتهای بسیار بزرگ خصوصی و گاهی نیمه دولتی در این کشورها، با این ابزار هر آنچه که می خواهند را با رنگ و لعاب جامعه پسند به عنوان سرویس در اختیار مردم قرار می دهند و با یک تیر! چندین نشان را می زنند. پول در می آورند، فرهنگ سازی می کنند، آموزش می دهند، مردم را سرگرم می کنند و بسیاری موارد دیگر.

آماری بسیار جالب از اکونومیست در سال 2007 نشان می دهد که آمریکایی ها با تماشای بیش از 8 ساعت تلویزیون در روز رکورد دار این ماجرا هستند و میانگین سایر کشورها نیز بیش از 3 ساعت در روز را نشان می دهد که شامل کشورهای پیشرفته ای نظیر ژاپن، انگلستان، دانمارک، سوئد و آلمان نیز می شود.

tv-stats

همین تحقیق در سال 2012 نیز نشان می دهد که این عدد چندان کاهش چشمگیری با پیشرفت تکنولوژی هایی نظیر موبایل و اینترنت نداشته و آمریکایی ها کماکان در صدر جدول و با حدود 34 ساعت در هفته پیشتازند. البته این که چه تاثیر سوء و یا ناهنجاری های آتی می تواند گریبان گیر این افراد گردد محور بحث نیست و ما نیز قصد تایید یا رد استفاده زیاد از تلویزیون را نداریم.

هدف ما از ذکر این اعداد و ارقام این است که بدانیم به چه میزان محتوای شبکه های تلویزیونی در این کشورها باب طبع مردم آن کشور است و با سلایق و علایق آنها همسو و هم ساز است. واضح است که برنامه های طراحی و اجرا شده آنقدر مفید و دلچسب بوده که در چنین جوامعی که تفریحات متنوع و آزادی به طور کامل وجود دارد، روزانه حدود 3-4 ساعت از وقت خود را نیز صرف دیدن این برنامه ها کنند. یعنی با احتساب متوسط 8 ساعت خواب شبانه، ¼ وقت خود بیداری را صرف دیدن برنامه های تلویزیون می کنند و این یعنی موفقیت برای دولتها و صاحبان شبکه ها. اما…

در جمهوری اسلامی ایران، بیش از نیمی از جمعیت مورد آزمایش یعنی حدود 56% از ایرانیان، اصلن تلویزیون نمی بینند! و 24% از مردم نیز فقط به بهانه فوتبال پای این جعبه جادو می نشینند. به عبارتی دیگر، 80% این جمعیت که قابل بسط به جامعه ایران است، اصلن از برنامه های تلویزیون ایران (نه شبکه های ماهواره ای ایرانی) هیچ اطلاعی نداشته و هیچ گونه استفاده ای نیز نمی کنند! در قیاس با آمار اکونومیست، تنها 4% از مردم ایران میزان تماشای برابر با کشورهای در حال توسعه یا توسعه یافته دارند.

پر واضح است که تنها دلیل عدم استفاده مردم از تلویزیون ملی ایران، عدم وجود برنامه های خوب در زمینه های مختلف است. از برنامه های کودک و نوجوان گرفته تا فیلمهای سینمایی و سریالها و جلسات نقد و بررسی و میزگردها و اخبار و غیره. اما از طرفی نیز می دانیم که بودجه های هنگفتی صرف مدیریت و گرداندن صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران می شود و این را نیز می دانیم که این بخش اعظم این هزینه ها صرف ایجاد و افتتاح شبکه های بین المللی غیر مرتبط با ایران و ایرانی می شود و در جهت تبلیغ و بسط جمهوری اسلامی و اهدافش هست که هم راستا با اهداف مردم ایران نیست. شبکه هایی نظیر شبکه قرآن، شبکه العالم!، شبکه انگلیسی سحر، پرس تی وی و … از این جمله هستند.

سوال این جاست که آیا به واقع تلویزیون ملی ایران توان ساخت برنامه های درخور و شایسته برای جامعه ایرانی را ندارد؟ پاسخ از دو حال خارج نیست.

پاسخ اول: بله دارد.

پس چرا چنین نمی کند و با تولید محتوای مناسب این آشتی بین صدا و سیما و مردم را سبب نمی شود. چرا اجازه نمی دهد تا آنان که می توانند و در جامعه کم نیستند، برنامه سازی کنند و مردم را دوباره به پای تلویزیون بکشانند.

پاسخ دوم: خیر ندارد.

و اگر این طور است، چرا مانع می شود که مردم از شبکه های غیر ملی (ماهواره ای) برای سرگرم ساختن خود استفاده کنند و به جمع آوری دیش و رسیور و .. به طرق گوناگون و حتی با عملیات هوایی و استفاده از رنجرهای حرفه ای می کند! گویی که قرار است در آن خانه یک قاتل خطرناک را دستگیر کنند!

در هر حال، واضح است و نیز می دانیم که بحث عدم توانایی و نبود امکانات نیست چرا که از این امکانات و توانایی ها برای تولید برنامه های ناموزون و جامعه ناپسند استفاده می شود. بنابراین به سادگی می توان نتیجه گرفت این واژه «صدای و سیمای میلی» جایگزین مناسبی برای «صدا و سیمای ملی» است. زمانی که از مسئولین مربوطه سوالی مبنی بر چرایی جمع آوری ماهواره می کنند، توجیهی عجیب را به خورد مردم می دهند و آن بدآموزی و گسترش بی اخلاقی توسط شبکه های ماهواره ای است. و ما باز هم شاهد «رستگاری زوری» و «هدایت اجباری» هستیم. به قول شاعر که می فرماید:

«عجبا! عشق ما يک طرفه ست؟ به چه کس گويم من؟ مي شود دست زِ من برداري؟ بي خيالم بشوي؟ زورکي نيست که عاشق شدنِ ما برهم! من اگر عشق نخواهم چه کنم»

و این هم یکی دیگر از دست آوردهایی است که مردم را تحت فشار دو چندان قرار می دهد تا دقیقه ای فکر آسوده نداشته باشند و  همیشه و از هر جهت تحت فشارهای کوچک و بزرگ قرار گیرند.

نویسنده و محقق: شهروز (محمد) فرهمند

منابع:

http://www.economist.com/node/14252309

http://www.nydailynews.com/entertainment/tv-movies/americans-spend-34-hours-week-watching-tv-nielsen-numbers-article-1.1162285

Get Shortlink
(Right click and copy link address)