نگاه روانشناختی به جامعه ایرانی — تحقیق ششم: آیا زود عصبانی می شوید؟

سوال این تحقیق: آیا زود عصبانی می شوید؟

جمعیت مورد آزمایش: 97260 نفر

رای % آیا زود عصبانی می شوید؟ سوال
14653 15.07 خیر پاسخ 1
82607 84.93 بلی پاسخ 2
97260 100.00

سوالی بسیار ساده که اگر با خودمان صادق باشیم به راحتی می توانیم به آن پاسخ دهیم. در نگاه اول و منتقدانه می توان چنین بیان کرد که معیار «زود» به چه معناست. اما در زندگی روزمره و عادی اجتماعی و با در نظر گرفتن تمامی حالات و احتمالات محتمل در طول یک روز عادی و با توجه به برخوردهای سهوی و ناخواسته یا حتی عمدی در کوچه و خیابان و محل کار و منزل و وسایل نقلیه عمومی و غیره و با اتکا به مفهوم «خرد جمعی» و «جمع سپاری»1، دانسته هایی وجود دارد که حتی اگر به تعریف دقیق نیز بیان نگردد باز دارای معنا و مفهوم قابل درک برای مخاطب است، چرا که این واژه ها به عنوان ساختارهای بنیادین در ضمیر ناخودآگاه جامعه نقش بسته اند.

در این تحقیق، واژه «زود» مدت زمانی را مشخص می کند که بغیر از مخاطب، حتی خود شخص فاعل (شخصی که عصبانی می شود) نیز مدت طی شده تا رسیدن به آستانه عصبانیت را بسیار کوتاه می داند.

این تحقیق حقیقتی تلخ و انکار ناپذیر را به ما نشان می دهد و آن این است که حدود 85% جامعه ایرانی بسیار کوتاه تر از آنچه که خود فکر می کنند به آستانه عصبانیت می رسند و این کوتاهی زمان باعث بروز مشکلات بسیاری می شود که اولین آنها عدم توانایی حل مشکلات عادی با روش مذاکره و سازش کارانه است. روشی که در دنیای متمدن امروزی و در بسیاری از کشورها تنها روش حل مشکلات است و روشهای دیگر به هیچ عنوان کاربردی ندارند. با یک حساب سر انگشتی  و با در نظر گرفتن جمعیت بالای 15 سال در ایران که 76% از کل را تشکیل می دهن2 (حدود 57 میلیون نفر) می توان گفت که بیش از 48 میلیون نفر از جمعیت ایران به این عارضه مبتلا هستند. به عبارتی دیگر این خیل عظیم جامعه ایرانی، به دلایل بسیار متعددی که در تحقیق های قبلی به آن پرداختیم توانایی کنترل رفتار و تمرکز کافی برای باقی ماندن در یک بحث یا مذاکره را ندارند و نیز کوچکترین مسئله ای که باب طبع شان نباشد آنها را به سرعت در مرز عصبانیت قرار می دهد و پر واضح است که انسان عصبانی از چه ابزاری برای حل مشکلات خود استفاده می نماید. داد و فریاد، برخوردهای فیزیکی، آسیب رسانی های فردی و یا حتی اجتماعی، کینه ورزی ها و تلافی های آتی و بسیاری دیگر از این موارد از گزینه های قابل انتخاب برای فرد عصبانی است. حال تصور کنید که تمام جامعه این روش را برای حل مشکلات خود برگزیده است.

اما فارق از این که چه میزان از مردم چنین روشی را برای حل مشکلات خود دارند، مهم یافتن دلایلی است که باعث شده تا آستانه تحمل جامعه ایرانی تا این حد پایین بیاید. برای این منظور، نگاهی بر آمار جهانی Legatum می اندازیم. این موسسه هر ساله آماری را با عنوان 3Prosperity Index (شاخص موفقیت) منتشر می کند که 8 فاکتور گوناگون در آن دخیل هستند. این فاکتورها عبارتند از:

  • اقتصاد (Economy)
  • فرصت و اشتغال زایی (Entrepreneurship & Opportunity)
  • حکومت(Governance)
  • آموزش (Education)
  • سلامت (Health)
  • آسایش و امنیت (Safety and Security)
  • آزادی فردی (Personal Freedom)
  • سرمایه اجتماعی (Social Capital)4

در آماری که این موسسه برای سال 2012 اعلام کرده 142 کشور مورد ارزیابی قرار گرفته اند و در این میان، ایران در رتبه 102 قرار گرفته است.

همانطور که در تصویر فوق پیداست، از این هشت فاکتور مورد بررسی، ایران در 4 مورد در پایین ترین سطح ممکن قرار دارد و در موارد دیگر نیز چنگی به دل نمی زند.

حال نگاهی می اندازیم به این شاخص در سالهای گذشته تا ببینیم دولت جمهوری اسلامی ایران در 2 سال گذشته چه برآیندی داشته و به چه میزان برای بهبود این شاخصها تلاش کرده است.

هر یک عددهای موجود در این جدول نشان دهنده رتبه آن کشور در هر یک از 8 زمینه مورد تحقیق است. مقایسه ساده  این اعداد نشان می دهد که ایران در 2 سال گذشته یعنی از 2010 تا 2012 در 6 مورد از این 8 مورد پس رفت بسیار فاحشی داشته است. به عنوان مثال آزادی فردی که در سال 2010 در رتبه 108 دنیا بوده که این خود فاجعه است، در سال 2012 به رتبه 125 تنزل پیدا کرده است. و یا امنیت و آسایش از رتبه 99 به 125 کاهش داشته و این نشان از ناامنی کامل حاکم بر جامعه است.

جالب این جاست که کشوری که در زمره بزرگترین صادرکنندگان نفت در دنیا قرار دارد و علاوه بر آن ذخایر عظیم گاز و معادن طلا و نقره و مس و فلزات گرانبها را در اختیار دارد با حدود 30 میلیون جوان و کشوری بزرگ که هیچ مشکلی از نظر فضای لازم برای تامین مسکن و ساخت کارخانجات گوناگون ندارد و به عبارتی ساده‌تر جزو مستعد ترین کشورهای موجود در دنیا برای پیشرفت است، از لحاظ اقتصادی در رتبه 70 ام دنیا قرار دارد! البته تنها موردی که به میزان ناچیز پیشرفت حاصل شده همین گزینه اقتصاد است که 8 پله به نسبت سال 2010 بهبود داشته است.

پیشرفت بخش آموزش هم به نسبت سال 2010،  صفر است چرا که در سال 2010 در همین موقعیت یعنی 57 امین کشور دنیا ایستاده بودیم و در 2011 تنزل فاحشی داشتیم که در 2012 جبران شد و ما را به موقعیت یک سال قبلمان باز گرداند!

رتبه 126 برای حکومت و گرداندگانش و میزان رضایت مردم از آنها در کشور داری و نیز 121 در سرمایه اجتماعی که از دیدگاهی به میزان مشارکت مردم در کارهای اجتماعی و همکاری آنها با سازمانها و ارگانها مربوط می شود و از دیدگاهی دیگر میزان تاثیر شبکه های اجتماعی در هر جامعه را بازگو می کند نیز حاکی از آن است که هیچ چیز در مسیر صحیح خود برای ایجاد و تداوم یک جامعه رو به رشد و موفق قرار ندارد. همه این عوامل و اعداد و ارقام که حاکی از جو ناامن اقتصادی و اجتماعی است، نشان می دهد که چرا 85% از جامعه ایرانی «زود عصبانی می شود»! این عوامل باعث بروز فشارهای ناخواسته در زمینه های گوناگون بر مردم است و همین امر باعث پایین آمدن آستانه تحمل افراد جامعه می گردد.

عجیب این جاست که کشورهایی نظیر گواتمالا، بوسنی، ارمنستان و بسیاری کشورهای کوچک و بزرگ دیگر که سرمایه های ملی ناچیزی در مقایسه با ایران دارند در مراتب بالاتر و بهتری از ایران و مردمی که دم از فرهنگ 2500 ساله می زنند، قرار گرفته اند!

در این میان، علاوه بر عملکرد بسیار ضعیف دولت جمهوری اسلامی ایران که شواهد و قرائن دال بر عمدی بودن این رفتار دارد، عدم همکاری و همیاری ملت ایران برای پیشرفت، ترقی و بهبود شرایط نیز باعث به وجود آمدن این اعداد و ارقام است و ماحصلش قرار گرفتن در چنین رتبه پستی در بین 142 کشور است.

و در آخر، سوال اینجاست که تا به کجا ما ایرانیان به همین منوال می توانیم پیش برویم؟ باید باور کنیم و نیز می دانیم که این جاده انتها دارد! و آن جا، جایی است که دیگر هیچ اثری از ایران و ایرانی و فرهنگش باقی نخواهد ماند.

نویسنده و محقق: شهروز (محمد) فرهمند

منابع:

Get Shortlink
(Right click and copy link address)