نگاه روانشناختی به جامعه ایرانی — تحقیق چهارم: به نظر شما چند درصد مشکلات با پول حل می شود؟

سوال این تحقیق: به نظر شما چند درصد مشکلات با پول حل می شود؟

جمعیت مورد آزمایش: 96399 نفر

رای % به نظر شما چند درصد مشکلات با پول حل می شود؟ سوال
47362 49.13 90% پاسخ 1
18896 19.60 80% پاسخ 2
17961 18.63 100% پاسخ 3
6103 6.33 50% پاسخ 4
2430 2.52 70% پاسخ 5
1555 1.61 60% پاسخ 6
549 0.57 20% پاسخ 7
541 0.56 0% پاسخ 8
485 0.50 40% پاسخ 9
388 0.40 30% پاسخ 10
129 0.13 10% پاسخ 11
96399 100

در مقاله اول به بررسی مواردی پرداختیم که از دیدگاه ایرانی ها برای گذران این روزها ضروری بود. سوال فوق هم از دو جنبه مطرح و بررسی شده است. در ابتدا اعداد و ارقام این سوال به عنوان یک سوال مکمل و آزمایشی مهر تاییدی بر نتایج تحقیق اول است چرا که این سوالات در زمانهای مختلف و با جمعیت مورد آزمایش متفاوت انجام شده و در وهله دوم و در مقام یک سوال منفرد باز هم نتایج خوبی را برای ما در خود دارد.

می توان با درصد بالایی از احتمال و اطمینان گفت که بیشتر مردم جهان «پول» را دوست دارند چرا که با آن می توانند به آمال و آرزوهایشان برسند. ماشین گران قیمت بخرند، مسافرتهای دور و دراز بروند و در خانه های اشرافی زندگی کنند. اما زمانی که این حس «دوست داشتن» به «نیاز برای رفع مشکل» بدل می شود نشان از بیماری ها و ناهنجاری ها اجتماعی دارد و در این تحقیق می بینیم بیش از 87% جامعه معتقدند که 80% مشکلاتشان با پول رفع می گردد. سوال اصلی اینجاست که این مشکلات چگونه مشکلاتی هستند که فقط به پول نیاز دارند و عقل و تدبیر و تحصیلات و تجربه و … هیچ محلی از اعراب در حل آنها ندارند! و سوال بعدی این که این دسته از افراد جامعه که جمعیت کثیری را تشکیل می دهند و معتقدند که فقط پول حلال مشکلات است، چگونه آن را به دست می آوردند تا مشکلاتشان را مرتفع سازند. این سوال با توجه به قانون جهانی 20/80 (Pareto principle) می تواند به این گونه تعبیر گردد که 80 درصد سرمایه جامعه در دستان 20 درصد از مردم است، معنی دار تر و عمیقتر نیز می گردد. به بیان ساده تر، حداکثر و خوشبینانه تنها 20 درصد از این 87 درصد دارای پول کافی برای حل مشکلات هستند و مابقی یعنی 67 درصد از این عده کثیر (تقریبن 50 میلیون نفر از جمعیت ایران) از داشتن چنین موهبتی محرومند و مجبورند تا از طرق دیگر به این «حلال مشکلات» برسند و یا با مشکلاتشان به نحوی کنار بیایند.

در این بین، نقش دولت در اولین جایگاه چنین دیده می شود که با ایجاد حداقلهایی در زمینه های مختلف اجتماعی و فرهنگی قدمهایی را در کاهش این نیاز بردارد. این اقدامات می تواند در اشتغال زایی، کاهش هزینه مسکن، سهولت پرداخت در وامهای بلند مدت، کاهش هزینه دانشگاهها و بسیاری موارد دیگر باشد که البته هیچ یک در دولت جمهوری اسلامی ایران نه به واقع و نه به ارقام، انجام نپذیرفته است.

بر اساس تحقیقی از واحد اطلاعات اکونومیست در گزارش ماه آوریل 2013، این مرکز نیروی کار ایران را در سال گذشته (2012) را 27 میلیون نفر و نرخ بیکاری را 15.5 درصد اعلام و پیش‌بینی کرد که این شاخص‌ها در سال جاری به ترتیب 27 میلیون 700 هزار نفر و 15.3 درصد خواهد بود. با این حساب بیش از 4,000,000 نفر در ایران بی کارند که قطعن بیشترین مشکلات را دارا بوده و پول لازمه زندگیشان برای حل بیشتر مشکلاتشان خواهد بود.

واضح و مبرهن است که تنها دلیل نیاز این عده کثیر جامعه به پول تنها عامل بیکاری نیست! بلکه مواردی دیگر نظیر تورم بالای 30 درصد و تحریمهای گاه و بیگاه علیه دولت نیز گریبان گیر مردم بوده و آنها را بیشتر در انزوای فقر و نیاز فرو می برد. حال این که دولت خدمتگذار جمهوری اسلامی ایران چه کوششی در راستای کاهش میزان نیازمندی مردم به گزاره «پول» کرده و نیز چه تلاشی در جهت نهادینه کردن ساختارهای بنیادین نظیر تحصیلات، تفکر خلاق و مدیریت صحیح زمان و هزینه داشته است، بحثی است که اهداف اصلی چنین دولتهایی را نشان می دهد.

نویسنده و محقق: شهروز (محمد) فرهمند

منابع:

http://en.wikipedia.org/wiki/Pareto_principle

http://eghtesadonline.com/fa/content/17872/

Get Shortlink
(Right click and copy link address)